داستان حسنا خانم و عروسکش که چهار دست و پا میره
حسنا جون 6 ماه و نیمت بود برای این که سریعتر یاد بگیری چهار دست و پا بری ( از اونجایی که این عمل فواید زیادی داشت که یه مقاله تومطلب بعدی در مورد همین موضوع برات گذاشتم) ، عروسکت که این کار رو میکرد جلوت روشن کردیم البته خونه مامانی بابا بردیم تا تعداد تشویق کنندگانت زیاد بشه ، اولش تعجب کردی

بعد که یخورده گذشت بهش ماتت برد

اینجا هم برات جالبه که داره دورت می چرخه

چند دقیقه بعد حسابی با هم دوست شدید

طوریکه میخوای کلاهشو در بیاری

اینجا هم حسابی به این کار اقدام کردی ، حسنا راستی یه کاری میخوای بکنی دهنتو باز میکنی ، فدات بشیم الهی

و اینجا هم که از عروسکت ایده گرفتی و مثل اون داری تلاش میکنی راه بری.

هزار ماشاله به دخمل خوشگلمون


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


داستان حسنا خانم و عروسکش که چهار دست و پا میره 
